الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

229

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمده است ، از اخبار ظنّى مىباشد ، زيرا خبر واحد است و از آنجايى كه موضوع آن مربوط به عالم غيب مىباشد و ايمان به غيب ، در زير مجموعهء عقايد جاى دارد ، لذا ظن و گمان در آن راهى ندارد و خداوند مىفرمايد : « إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » * . پيروى از ظن و گمان ما را از حق و حقيقت بىنياز نمىكند . بر طبق اين دستور الهى موظف به قبول مضمون چنين احاديثى در حوزهء عقايد نيستيم » « 1 » . ( 1 ) از آنجايى كه شيخ محمد عبده سلطهء شيطان بر بندگان مخلص الهى را نفى مىكند به آنچه در قرآن كريم آمده استناد مىكند ، در آنجا كه خداوند متعال مىفرمايد : « قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ » « 2 » . پروردگارا ! چون نااميدم كردى بر روى زمين ( دنيا ) را در نظرشان مىآرايم و همهء آنها را گمراه خواهم كرد ، مگر بندگان پاك و بىآلايش را . فرمود : اين روش راست و درستى است كه بر خود گرفته‌ام كه تو بر بندگان ( خالص ) من تسلط نخواهى يافت مگر اين كه گمراهانى از تو پيروى كنند . ( 2 ) ابو ريّه اين آيات را آورده و سپس گفته است : چگونه عده‌اى كتاب را با سنت ردّ مىكنند و يا چگونه به وسيلهء خبر واحدى كه اگر صحيح باشد ، تنها مفيد ظن است با خبر متواترى كه مفيد يقين است به معارضه برمىخيزند ؟ ! « 3 » در ادامه مىگويد : اين روايات تصريح مىكند كه سينهء آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شكافته شد و لخته خون سياهى از آن خارج شد كه بنا به قول خودشان همان بهرهء شيطان بوده است ! ( 3 ) اما گويى كه اين عمل جراحى اوّل موفق نبوده است و دفعات ديگرى هم سينه‌اش شكافته شده و اين كار در حدود پنج مرتبه تكرار شده است كه چهار مرتبهء آن مورد اتفاق همه است و بنا به نقل آنها در سه و نيز ده سالگى و به هنگام مبعث و به هنگام معراج اين كار مكررا انجام گرفته است و در مرتبه پنجم اختلاف است و گفته‌اند كه تكرار شكافتن سينهء نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله براى افزايش شرافت و فضل نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله بوده است . « 4 »

--> ( 1 ) . تفسير القرآن الحكيم ، ج 3 ، ص 291 - 292 . چنان كه در الأضواء ، ص 188 آمده است . ( 2 ) . حجر ( 15 ) ، 39 - 42 . ( 3 ) . اضواء ، ص 188 . ( 4 ) . همان ، ص 187 .